خاله با ان همه حجاب احسن و دک و پزش شروع کرد به فحش دادن ،هرچه از دهانش درامد به جانباز های بدبخت و انقلاب و شهدا و ...گفت.حالا سر چی؟؟با یک نفر تصادف کرده بودند که میشناختند طرف را ،از قضا جانباز هم بود .سپر ماشین جدید خاله اینا مالیده بود اما ماشین جانبازه اخ نگفته بود .حالا این شده بود دست مایه ی فحاشی و این طور عصبانیت خاله .با اب قند ارامش کردند.کاش به این جا ختم میشد بعدش بلند شد رفت یک حرفهای خیلی خیلی زشتی به زنِ طرف زد.هیچ چی جلودارش نبود.انگار ماشین برایش خیلی ارزش داشت.با خودم فکر کردم خاله شورش را دراورده یک ماشین که فقط سپرش خورده که این حرف ها را ندارد.گذشت تا چند روز پیش دنبال لبتاپ میگشتم .میخواستم امریکایی نخرم اما سرفیس های ماکروسافت بدجور چشمم را گرفته بودند تقریبا مسحورشان شده بودم.هی به زمین و زمان بد میگفتم که چرا این ایران خودمان یکی از همین ها نمیزند ؟اصلا چرا ما یک کامیپوتر نداریم پشتش گلابی گاز زده باشد؟این همه مهندس چه غلطی میکنن؟تا کی باید پای تولیدات ایرانی بسوزیم؟فکر کردم من هرچیزی را که خوب است میخرم کار به ایرانی و امریکایی هم ندارم.عوضش با لب تابشان بر علیه خودشان میجنگم.معصومه پیام داد به رفیم سینما رفتیم یتیم خانه ایران رو دیدیم.اصلا متحول شدم .با خودم فک کردم خاله به خاطر چیزی که خراب شده بود قید ارزش هایش را زد.من داشتم به خاطر چیزی که ارزویش را داشتم قیدِ آرمان های زندگیم را میزدم.هوای چیزایی که واسمون مهمه رو باید داشته باشیم.
تکنولوژی بدجور منه جوونو به تسخیر خودش دراورده.مثلا چی میشه واسه حمایت از جنس ایرانی همه ملت گوشی ها شان را بشکنند و یه GLX بخرند؟از همین جدید هایش که آمده و خیلی هم خوب است.تازه میشود کاری که نزدیک یک قرن پیش بلغاری ها برای حمایت از صنعت شیشه شان انجام دادند.ینی ما نباید به اندازه ی بلغاری ها عرضه داشته باشیم؟
با خودمان فکر کنیم ببینیم چه شد انقدر غرب زده و غرب شیفته شدیم؟و به چه قیمتی ؟
برچسب:
نویسنده: سپیده حیدری